اجــازه می دی تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟
روزی صد هزار دفعه ، بگــم که مــی میرم بـــرات؟
اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــدر دوست دارم ؟
بگـم مـی خوام بـخاطرت ســر بـه بـیابون بذارم ؟
اجازه می دی که شبا همش بیام تـو خـواب تو ؟
اون عکسی که از من داری جا بدمش تو قاب تو؟
اجازه می دی قصه هام با عشق تو جون بگیره ؟
چشـمای عاشقم واست روزی هـزار بـار بـمیره ؟
اجـازه مـی دی واسـه تـو قصـر طـلایی بسـازم ؟
بــا یـه صـدای مـخمـلی بـــرات لالایـی بسـازم ؟
اجـازه هست با افتخـار آهنگه ساز من بشـی ؟
تو فصل سـخت زندگـی باز گل نـاز مـن بشـی؟
اجازه هست پنـاه من گرمـی آغوشـت بشـه ؟
هراسمی جزاسـم خودم، دیگه فراموشت بشه؟
اجـازه هست یه لحظه هم دیگه ازت جدا نشم؟
گول گـلارو نخـورم، محــو ســتاره ها نشــم ؟
اجازه می دی که بگم، مـن مال تو، تـو مـال من؟
اینو بهت گفته بودم که تویی همه زندگی من؟
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته
آهسته تر از صداي بال پروانه ها
به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي
چون فرياد دوستت دارم
نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را
مي توان با تپش يک قلب
به تمام جهانيان رساند
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم
دوستت دارم .........!
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
مهم
نیست فردا چی میشه مهم اینه که امروز دوستت دارم
مهم نیست فردا کجایی مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم
مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم
مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
چقدر سخته
تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد
زول بزنیو به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی اما
حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته
دلت بخواد سرتو به دیواری تکیه بدی که بیاد زیر اوار غرورش
تمام وجودت له شده
چقدر سخته
تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش
هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی
چقدر سخته
وقتیکه پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه
چقدر سخته
گل ارزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت اروم زیر لب
بگی گل من باغچه نو مبارک
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
بازهم با دست های لرزان
برایت مینویسم.
آنقدر می نویسم تا جوهر
خودکارم تمام شود
آنقدر می نویسم تا تمام
کاغذ های دنیا تمام شود.
روی دیوارها و هر جای
سفیدی را که یافتم می نویسم.
آنقدر می نویسم که دستانم
توانایی نوشتن را نداشت باشند.
آنقدر که قلب، و نبض های
من از کار بیفتند و...
و
آنگاه است که شاید باور کنی، چقدر تو را دوست دارم
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
خدا به تو دوتا پا داد تا با اونا هرجا که دلت میخواد بری
دوتا دست داد تا با اوناهرچی رو که میخوای لمس کنی
دو تا گوش برای شنیدن چیزایی که دوست داری
دو تا چشم برای دیدن زیبایی های زندگیت
ولی چرا تنها یک قلب داد؟
چون قلب دوم تو را به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
ای خدا کاری کن بتونم ببینمت و باهات حرف بزنم ، هزار تا سوال توی سرمه که باید جوابشونو بدی باید به تک تکشون جواب بدی ....
من چه گناهی مرتکب شدم که انقدر زجرم می دی ؟ چرا امیدمو ناامید کردی ؟ چرا زندگی رو ازم گرفتی ؟ تو می تونی عمرم و نفسمو بگیری چون خودت بهم دادی ولی چرا زندگیم رو انقدر سیاه کردی ؟ چراااااااااااااا ؟؟؟؟؟
این همه التماست کردم این همه دست به دامانت شدم که چیکار کنی برام ؟ یادت رفت ؟ یا من اشتباه گفتم و حواسم نبود ؟ قربونت برم این چه کاری بود با من کردی آخه ؟؟؟؟ من امیدوار بودم ولی دیگه نیستم ، چرا ازم گرفتیش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همش به خودم می گفتم خدا اون بالاست و همه چیو می بینه ، می گفتم هر کی ندونه تو بهتر می دونی من چجور آدمیم ، تو می دونی من چقدر دوسش دارم می دونی می دونی می دونی ....... ای خدا من اونو از تو می خواااااااااااااااام ........
فکر نبودنش داره دیوونه ام می کنه . می خوام همیشه باهاش باشم می خوام تا لحظه مرگ کنار هم باشیم ........ چرا تو اجازه ندادی و نمی دی ؟؟؟؟؟ خواهش می کنم .....
وقتی دارم به این اتفاقای تلخ فکر می کنم دلم می خواد هر چی جلوی دستمه بشکونم و خورد کنم دلم می خواد خودمو بزنم دلم می خواد بمیــــــرم ........
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
نمیدونم عشق یک طرفه کجاش جای سرزنش
کردن داره هرکی میفهمه یه نفرو دوست دارم که دوسم نداره باهام
دعوامیکنه.من واسه عشقم احترام قائلم چون عشقم پاکه.چون هیچ ریاودرنگی توش
نیست.یه نفر به من بگه چیکار کنم.دارم پرپر میشم.همه ی زندگیمو ازدست دادم
تا فقط باورکنه دوسش دارم ولی باور نکردوپاگذاشت روی دلم.هيچكس خبر نداره واسه بدست آوردن دل یه نفر همه ی غرورمو خرد کردم.
گناهم چیه که این همه غم وتنهایی باید
هم نفس من بشه.چرا باید تنهای تنها فقط به غصه هایی که شاید تاابد توی دلم
بمونن فکرکنم.انگار دیگه رسیدم به
آخر خط ولی..........ولی هنوز دردم دوا پیدا نکرده. افسوس
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|
میخوام از این به بعد واسه تو بنویسم.
واسه تو که وجودت تموم زندگیمو پر کرده
تو که حاضرم واسه به دست آوردنت هرکاری بکنم.
تو که وجودت از همه ی وجودا واسم با ارزش تره
آره تو,تو عشق من!
تو زندگی منی!
تو تمام عمرمی!
تو باعث زنده بودنی!
تو تنها بهونه واسه زندگیه بی ارزشمی!
+ نوشته شده در ساعت   توسط احسان.م
|